سلام دوستان .
باز هم پائیز از راه رسید و آهنگ زندگی من و خیلی های دیگر تند و تندتر شد. این روزها با شروع مدرسه زندگی رنگ تازه ای به خودش گرفته. کسری صبح زود بیدار می شود و صبحانه را سه تایی در کنار هم می خوریم و همگی باهم از خانه بیرون می رویم. حالا دیگه خیالم از بابت کسری راحت است. سرش گرم مدرسه و درس است و دیگه احساس تنهایی نمی کنه و به من هم فشار نمی آره که مامان چوب خطت پر شده . هرچند هر از گاهی اعلام می کنه که مثلا برادر دوستش پوریا قراره چند روز دیگه دنیا بیاد. خلاصه که بهترین ماه سال یعنی مهرماه با همه حس نوستالژیکی که داره فرارسیده و من مثل همیشه از آمدنش خوشحال هستم.
امتحان تعیین سطح را دادم . هنوز نتایجش اعلام نشده اما از نتیجه اش زیاد راضی نیستم. با برآورد خودم و با احتساب نمرات منفی تقریبا ۶۰ درصد پاسخ درست داده ام. البته اگر نمره منفی نداشت ۸۰ درصد سوالها درست بود. به هرحال برای اولین بار خیلی هم بد نبود. ناگفته نماند که از سوالهای زبان عمومی و تخصصی به ۹۰ درصد سوالها پاسخ درست داده ام و این خودش جای بسی خوشحالی دارد. در مجموع به نمرات بالای ۵۰ درصد امتیاز آموزشی تعلق می گیرد که من نیز از این امتیاز برخوردار خواهم شد. کارنامه آزمون تقریبا ۱۵ روز دیگر از طریق سایت بانک اعلام می شود. من هنوز در حال خواندن هستم و دیگه تقریبا به تمام مطالبی که برای آزمون بعدی یعنی آزمون کارشناسی ارز تسلط پیدا کرده ام و مطمئنم از این آزمون روسفید بیرون خواهم آمد و آزمون تعیین سطح کمک بزرگی برای من بود که ضعف هایم را بشناسم و به مرور و دوره دروسی که خوب و عمیق یاد نگرفته بودم بپردازم. متاسفانه هنوز از تاریخ دقیق این آزمون اطلاع دقیقی در دست نیست و من همچنان باید منتظر باشم و درس بخوانم. اینطوری درس خواندن خیلی سخته و آدم را خسته می کنه.
برای تنوع امروز رفتم و دوتا از دروس ICDL یعنی ویندوز و اینترنت را امتحان دادم. نمرات قابل توجهی گرفتم و قبول شدم. ۴ مهارت دیگر باقی مانده که باید امتحان بدهم تا بتوانم گواهینامه بین المللی بگیرم. برای تغییر شغل به این گواهینامه احتیاج دارم. البته خیلی خوبه چون مجبور می شوم چیزهای تازه ای یاد بگیرم. حوصله ندارم کلاس بروم وبه صورت خودآموز درس می خوانم و امتحان می دهم. و سعی می کنم زیاد از ممتحن ها کمک نگیرم و از اطلاعات خودم استفاده کنم . فعلا که همه چیز خوب پیش رفته . هفته دیگه word را امتحان می دهم. فکر میکنم تا یکماه دیگر موفق به دریافت گواهینامه بشوم. سعی ام را می کنم.
از نامه مدیکال ما هنوز خبری نیست . تقریبا ۴ ماه یا بیشتر از ارسال آخرین آپدیت ما می گذرد وهنوز هیچ خبری نیست. ما این روزها درگیر کارهای خانه جدیدمان هستیم. هنوز خانه ما آماده نیست و من خیلی ناراحتم و سردرگمم. یک عالمه کارتون خالی گرفتم اما دست و دلم به کار نمی رود. آنقدر خسته از سرکار بر میگردم که دلم می خواهد کمی استراحت کنم. ولی آنقدر کار خانه وقتم را می گیرد که دیگر رمقی برای بسته بندی وسایل نمی ماند وهمه اش موکول می شود به جمعه . جمعه ها هم که یا می رویم سرکشی خانه یا برای دیدن پارکت و وسایل خانه و سرویس خواب و.... گاهی فکر میکنم اصلا قرار نیست از اینجا برویم. نمی دانم منطقی است اینقدر خرج روی دست خودمون گذاشتیم یا نه؟ به هر حال هنوز که خبری نیست و تا خبری بشود حداقل یکسال گذشته است. بگذار حداقل یکسال در این کاخ عاشقانه ای که سه تایی ساخته ایم زندگی کنیم.حداقل بعد از این همه سختی که در این چند سال اخیر متحمل شدیم اندکی روی آرامش را ببینیم و از راحتی بیشتر لذت ببریم . شاید تا مدتها نتوانیم طعم این روزهای بی خیالی را بچشیم و زندگی باز هم برای ما بازی های دیگری در نظر گرفته باشد. هرچند قرار است از این خانه نقل مکان کنیم و برویم به جایی نه چندان دور در همین شهر نه چندان آرام. اما هر شب خواب رفتن را می بینم. جایی که می روم دور است خیلی دور و یقین دارم هرگز در بیداری به آنجا نرفته ام. اما خیلی آشناست. انگار خانه خودم باشد. نمی دانم چه چیزی در انتظار ماست. فقط می دانم روحیه ام خیلی بهتر است. خدا کند خانه جدید برایمان آمدداشته باشد و خوش یمن باشد. شاید خدا دلش به رحم آمد و همه چیز خود به خود درست شد. آرزویی جز رفتن ندارم. اما حتی این رفتن را هم به زور از خدا نمی خواهم. خدا کند روزگارمان از این که هست بهتر شود. برای آینده نگرانم اما از لطف خدا غافل نیستم. یقینا پس از هر سختی آسایشی هست. خدایا وقت آسایش ما فرا نرسیده است؟
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:12 توسط اشرف
|