پرداخت سپرده های ارزی ممنوع شد
در حال حاضر خیلی ها از قیمت سرسام آور د ل ار نگران هستند . این دسته شاید از نگه داشتن ریال واهمه دارند و آینده را تاریک می بینند. اما برای ما که آه در بساط نداریم تا با ناله سودا کنیم چه فرقی می کند. در هر دوصورت چیزی نداریم که از دست بدهیم یا ندهیم. فقط مانده ام حیران که دیگه چه بلایی بیشتر از این قراره به سرمون بیاد و هنوز نیومده. ![]()
القصه جواب آزمون تعیین سطح من آمد و من نفر ۵۸ کشوری شدم. بین ۶۸۳ نفر شرکت کننده. نتیجه خیلی خوبی نیست اما برای بار اول و برای من که اصلا تو زمینه ارزی کار نمی کنم و خودم بصورت خود آموز کتابها را خوانده بودم قابل قبول بود و به هر صورت از امتیاز آموزشی مربوطه برخوردار می شوم. نتیجه این آزمون از این جهت ارزشمند است که به دیگران ثابت کردم حداقل از کسانی که کارشان ارز هست و هر روز با اطلاعات آن سروکار دارند یک پله جلوتر هستم.و می توانم با تلاشی بیشتر نتیجه بهتری هم بگیرم. یکی از همکاران ارزی من که حداقل ۳ دوره شرکت کرده رتبه ۳۸ رو گرفته که نسبت به سالهای قبل رتبه اش تغییری نداشته و نتوانسته نمره بهتری بگیرد. از آنجایی که مطالب مورد امتحان در طی سالهای متعدد تغییر اندکی داشته است و تقریبا هر ساله از همان دروس امتحان گرفته می شود به نظر من عجیب است که این شخص نتوانسته رتبه اش را ارتقا بدهد و نمره بهتری بگیرد. شاید انگیزه لازم را برای بدست آوردن رتبه برتر نداشته یا فقط مجبور به شرکت در آزمون بوده و به طور جدی برای امتحان مطالعه نداشته است. این آزمون برای من اجباری نبود و فقط برای محک زدن اطلاعات خودم بود . امتحان اصلی هنوز برگزار نشده است و بصورت تشریحی است. معمولا امتحان های تشریحی کم حجم تر اما سخت تر هستند که بیشتر به کلیات توجه دارند تا به جزئیات. چون خیلی درگیر امتحان های Icdl هستم نمی رسم مطالعه دروس ارزی داشته باشم. گاهی فکر می کنم مگر مغز من چقدر گنجایش دارد که این همه مطلب مختلف را باید توش جا بدهم؟ خسته شدم . اگر حداقل می دانستم تاریخ امتحان کی هست از این حالت در می آمدم .انگار به یک نیروی محرک قوی برای تلاش بیشتر نیاز دارم. ولی از همه طرف هم که انرژی منفی می رسد خصوصا از تو شعبه و از اطرافیانم در شعبه محل کارم که همگی فکر و ذکری به جز خرید سکه و دل ار و نرخ برابری ارزی ندارند. خدا عاقبت ما را به خیر کند.
ماجرای خونه ما هم همچنان ادامه دارد و اتاق هایم پر شده از کارتن های خالی که حوصله پر کردنشان را ندارم. یعنی تا از آماده شدن قطعی خانه مطمئن نشوم دست و دلم به جمع و جور کردن وسایل خونه نمی رود. فکر کنم حالا حالاها سر کار باشیم. خانه نوساز خیلی دوندگی دارد. جور کردن چیزهایی که به عهده سازنده نیست تو این آشفته بازار خیلی سخت است به خصوص که نقدینگی ما کم و قیمت ها سرسام آور است. من کلی برای خانه جدید ولخرجی کردم. آرش می گوید جمع کنیم برای کی؟ ببین شوهر دوستت این همه دوید و سختی کشید آخرش هم ناکام از دنیا رفت بدون اینکه از خانه ای که سه سال برای ساخته شدنش سختی کشیده بود لذت ببرد رفت و آرزوی خوشی کردن در کنار خانواده در آن خانه را به گور برد. نمی دانم شاید حق با آرش باشد. شاید فردا برای لذت بردن از زندگی دیر باشد. پس همین لحظه را باید آن طور که شایسته است قدر بدانیم و به فردای نیامده ای که چون امروز خواهدبود دل نبندیم.
روزهای پائیزیتون سرشار از گرمای محبت و دلهاتون آکنده از مهر و صفا.
![]()