بهشتی به نام ونکوور
از بهشتی به نام ونکوور برایتان می نویسم . بهشت نه فقط به معنی مناظر بدیع و آب و هوای خوب و خوش.چون ما از این مناظر تو مملکت خودمون کم نداشتیم . اینجا بهشت است چون آرامش در آن موج می زند . دغدغه شغل و در آمد برای تازه مهاجرها هست . دغدغه کلاس زبان و گذراندن کورس های مختلف برای واجد شرایط شدن و بدست آوردن شغل خوب هست اما اینها فقط دغدغه است و نه چیز دیگر . اینجا هیچکس عجله ندارد . هیچ کس گامش را تند نمی کند و کسی قصد جلو زدن ندارد. انسانها مادام که باعث آزار دیگران نباشند از کرامت و حرمت انسانی برخوردار هستند و در چهره همه لبخند هست حتی اگر غمی پنهان در اعماق وجود داشته باشد.
نمی دانم شاید من زیادی مثبت نگر هستم و تلخی ها و نکات منفی را هنوز نمی بینم . و صد البته اصلا اعتقادی به منفی بافی ندارم. خدا رو شکر می کنم که مهاجرت رو با همه سختی هاش شروع کردم. و امیدوارم با یاری خدا و تلاشی چند برابر به همه برنامه ها و اهدافی که برای خودمان تعیین کرده ایم برسیم.
امروز نوزدهمین روز مهاجرت ماست . هنوز برای ارزیابی شاید خیلی زود باشد . اما من اینجا را خیلی دوست دارم . همه از سختی های روزهای اول می گفتند اما شکر خدا ما انگار زودتر از بقیه سروسامان گرفتیم. من معتقدم خدا همیشه قبل از هر کاری وسیله اش را برای من مهیا می کند. خیر ما واقعا جلوتر از خودمان دویده بود و ما خیلی زود در خانه خودمان مستقر شدیم. درست از همان شب اول.و صد البته همه اینها به لطف دوستانی بود که خدا سر راه ما قرار داده است. محبت های بیدریغشان را هیجوقت فراموش نمی کنم و امیدوارم روزی من هم بتوانم برای دیگرانی که مهاجرت می کنند راه گشا باشم .
از همه دوستانی که برای من کامنت گذاشته اند در این مدت عذرخواهی می کنم که نمی توانم تک تک جوابشان را بنویسم. از همه اتون ممنونم. به بودنتان دلگرمم . دوستتان دارم و به همه اتون فکر می کنم .
شاد و تندرست باشید