مهارت های هفتگانه آی سی دی ال
بعد از سفر یه دوره چهار روزه از طرف بانک داشتم . دوره بسیار خوبی بود و من بعد از مدتها از اینکه برای چنین دوره ای انتخاب شده بودم خوشحال بودم. دوره ای بسیار تخصصی در باره استانداردهای پیام های سوئیفتی بود. درباره حواله های ارزی و اعتبارات اسنادی و چگونگی ارتباط با بانک های خارجی . مطالب بسیار مفیدی بود . حیف که در دوران بسیار ناخوشایند تحریم به سر می بریم و عملا بانکهای دولتی که مشمول این تحریم هستند از این سیستم بسیار کارآمد کم هزینه و سریع نمی توانند برای رفع نیازهای هم وطنان در آن سوی آبها استفاده کنند.
باری این روزهای انتظار را بسیار مشغولم. باید برای کلاس مهارتهای هفتگانه کامپیوتر ثبت نام کنم. چون مدرک بین المللی ICDL یکی از الزامات تغییر شغلم به کارشناسی ارزی است. از هفت مهارت فقط دو مهارت اکسس و پاورپوینت را بلد نیستم اما متاسفانه آموزشگاه هیچ جوری راضی نمی شود 5 مهارتی را که بلدم جداگانه امتحان بدهم و برای بقیه اش کلاس بروم. کلاسها از 3 تیرماه به مدت سه ماه شروع می شود و من چاره ای ندارم که این روزهای گرم و کشدار تابستان را به کلاس رفتن بگذرانم از همه بدتر اینکه این کلاس ها با کلاس فرانسه ام هم تداخل دارد و تازه از مرداد ماه هم که ماه رمضان شروع می شود و وسط شهریور هم من امتحان مهم آزمون تعیین سطح ارزی را دارم . خلاصه آنقدر این روزها سرم شلوغ است که اصلا وقت نمی کنم به مهاجرت و اینکه آفیسر محترم بالاخره راضی می شود و قانع می شود و برای ما مدیکال صادر می کند یا نه فکر کنم. خوبه که سرم گرمه وگرنه نمی دونم انتظار و بلاتکلیفی چه به سرم می آورد. به همه این دلمشغولی ها اسباب کشی و رفتن به خانه جدید در مرداد ماه را هم اضافه کنید. دغدغه جمع کردن و بسته بندی کردن و خرید چیزهای جدید و پرده و فرش و از این چیزها. باز هم خدا را شکر .
اگه برای بهتر سپری شدن کلاس کامپیوتر راهکار خوبی دارید خوشحال می شوم با من در میان بگذارید. واقعا دوباره نشستن سر کلاس چیزهایی که بلدم برایم سخت است اما چه کنم که چاره ای ندارم.
از اتفاقات پشت سر گذاشته فعلا چیزی نمی گویم.اما آن طور که فکر می کردم نشد. آن خانم با پدر من به توافق نرسید. میشی در لباس گرگ بود که برای خانه پدری دندان تیز کرده بود. اصلا هم کوتاه نمی آمد و می گفت سهمش را همان اول می خواهد و باید سه دانگ خانه را به نامش کند تا راضی شود با پدرم زندگی کند. نمی دانم خدا چه صلاحی دارد. شاید اینکه ته دلم راضی نبودم همین بود. برای من و پدرم دعا کنید. هر دو محتاج دعاییم.
دوستتان دارم و به همه اتون فکر می کنم.اگر پاسخ کامنت هایتان را نمی نویسم حمل بر بی ادبی و نامهربانی نکنید. کمی درگیرم و وقت کم می آورم. سر فرصت جواب همه اتان را خواهم نوشت . قول می دهم. خواننده خاموش نباشید. مرا با کلامتان شاد کنید.
![]()