سلام.دیشب درحین ظرف شستن لیوان شکست وشیشه اش دستم رابرید .اول فکر کردم بریدگی جزئی است اما وقتی دیدم خونش بند نمی آید مجبور شدم به درمانگاه مراجعه کنم ودکتر گفت حتما باید بخیه بشود. آرش نگران جای بخیه بود وکسری هم نگران درد سوزن. سه تا بخیه نافرم یادگار همیشگی این اتفاق ساده روی دست راستم خواهدبود. خودمونیم ها این مردها هم چیزی از دوخت ودوز نمی دونند. باید یه کلاس دوخت ودوز برای این آقایان دکترها بگذارم.

 

امروز به یومن این اتفاق خانه ام و حداکثر استفاده را می کنم و با فراغ بال وطیب خاطر و بی دغدغه کتاب می خونم. برای اینکه کسی مزاحم خلوتم نشه موبایلم را خاموش کردم وسیم تلفن را هم کشیدم.به این می گم توفیق اجباری