سلام دوستان. خیلی وقت بود که به این خانه سر نزده بودم. محیط این خانه یه جورایی برای خودم هم دلگیر و کسل کننده شده بود. وقتی آدم راکد می شه دلش یه تغییر می خواد. تغییری که تو رو از رخوت بیرون بکشه و دوباره سرزنده و بانشاطت کنه. من به این تغییر خیلی نیاز داشتم. تغییر را از وبلاگم شروع کردم. خیلی ها گفته بودند قالب وبلاگم را عوض کنم. از ظاهر ساده و قالب سیاه و سفیدش فکر کنم خیلی خوششان نمی آمد و شاید وقتی می آمدند در این خانه کسل می شدند. نمی خواستم ظاهر دلگیر خانه دلم برای دیگران بیش از این ملال آور باشه. هرچند خودم عاشق دخترک و اسبی بودم که قالب ساده وبلاگم را تشکیل می دادند. چهره دخترک با آنچه من پیش از این بودم بسیار مشابهت دارد.و مرا می برد به سالهای دور به زمانی که دختربچه کوچکی بودم. من در چشمان معصوم دخترک خودم را می دیدم . به هرحال شاید داشتن حس نوستالژیک نسبت به گذشته دیگر کافی باشد. خانه ام را غبارروبی کرده ام و تازه تر شده ام. حالم خیلی خوبه و پرامید به آینده چشم دوخته ام. همه اینها را مدیون شکوفه جون هستم. راه های رویایی بیشماری برای هر انسانی برای رسیدن به خوشبختی وجود دارد. شکوفه چشم دلم را به روی این راه های رویایی دوباره باز کرد. خیلی وقت بود که به آرزوهایم فکر نکرده بودم. حالا می دانم واقعا دلم چه می خواهد و چه چیزی مرا مثل همیشه به وجد می آورد. احساس رکود آفت انسان است. من با جدیت دارم با این رکود مبارزه می کنم.

 

دوباره شروع به درس خواندن کرده ام. اما نه برای امتحان CCNA بلکه برای آزمون آیلتس آکادمیک. بازهم فیلم یاد هندوستان کرده. می خواهم خودم را برای گرفتن پذیرش از دانشگاه برای دوره دکترای رشته تحصیلی خودم یعنی ادبیات انگلیسی آماده کنم. کار سختی است اما شدنی است. من تمام تلاش خودم را می کنم. با برنامه پیش می روم و روزی ۳ ساعت درس می خوانم. البته این مدت خیلی کمی است اما متاسفانه فرصت اندکی برای خودم دارم و بیشتر وقتم برای کار در اداره و بعد رسیدگی به کارهای خانه و آشپزی و همراهی با کسری صرف می شود و من از ساعت ۱۰ شب تا یک صبح وقت برای خواندن و تمرین کردن دارم. امیدم به خداست و تصمیم دارم خودم را برای آزمون آیلتس ماه اردیبهشت آماده کنم. به موازات آیلتس خودم را برای مقاله نویسی هم آماده می کنم. مقاله می خوانم و نت برمی دارم. و دنبال موضوعی جالب هستم که نوشتن را شروع کنم. خیلی وقته مقاله ننوشته ام. اما نوشتنم بد نیست. فقط باید موضوع را پیدا کنم . هر روز سرچ می کنم. و از خواندن و مطالعه و یاد گرفتن خسته نمی شوم. من با خواندن و نوشتن به آرامش دلخواه می رسم. امیدوارم مرا به عدم تمرکز متهم نکنید. هرچند شاید فکر کنید صرف یکسال وقت برای یادگیری شبکه کار بیهوده ای بوده است اما به هرحال شبکه رشته اصلی و علاقه اصلی من نبوده است و شاید هیچ وقت در این حیطه کاری حرفی برای گفتن نداشته باشم. اما ۶ سال تحصیل در زمینه ادبیات انگلیسی واقعا حیف است .از اول هم باید می رفتم سراغ رشته خودم . چون امکان موفقیت در آن زمینه برای من فراهم تر خواهد بود. سال گذشته من دقیقا کاری را انجام دادم که فکر می کردم بهتر است و مرا به آنچه می خواهم خواهد رساند. اگر قضیه مهاجرت ما امسال درست می شد شاید من همان رشته را ادامه می دادم و سالهای سال در حسرت ادامه تحصیل در مقطع دکترا می ماندم. ۱۲ سال زمان از دست داده ام و شاید خیلی از چیزهایی که قبلا می دانسته ام را فراموش کرده باشم و رشته ما هم که خیلی گسترده است و کلا تغییرات بسیاری در این ۱۲ سال رخ داده است و دانش من الان به روز نیست. اما به زحمتش می ارزد. پذیرش گرفتن از دانشگاه های معتبر کانادا به همین سادگی نیست و خیلی سخت است اما من توکل می کنم به خدا و می دانم کمکم می کند به خواسته ام برسم. برایم دعا کنید . این بزرگترین تغییر در زندگی من خواهد بود. واقعا به این تغییر نیاز دارم. چون تغییر یعنی ادامه زندگی .

 

دوستتان دارم و همیشه بهتون فکر می کنم